چگونه یکپارچگی سیگنال در کابل های کامپیوتری با سرعت بالا کاهش می یابد و چه پارامترهای ساختاری آن را کنترل می کنند
در عملکرد بالا کابل های کامپیوتر یکپارچگی سیگنال که با نرخ داده چند گیگابیتی کار میکند، یک ویژگی واحد قابل اندازهگیری نیست، بلکه نتیجه مجموع چهار مکانیسم تخریب وابسته به هم است - تضعیف، انعکاس، تداخل، و تبدیل حالت - که هر کدام توسط پارامترهای ساخت و ساز خاصی در مرحله تولید کنترل میشوند. درک چگونگی منشأ هر مکانیزم به مهندسان امکان میدهد تشخیص دهند که کدام ویژگیهای ساخت کابل واقعاً برای یک نرخ داده خاص مهم هستند و کدام یک از تفاوتهای بازاریابی بدون اهمیت عملکردی در فرکانس هدف هستند.
میرایی با فرکانس به دلیل اثر پوستی در هادی ها و از دست دادن دی الکتریک در عایق افزایش می یابد، همانطور که در مشخصات تلفات درج کابل توضیح داده شده است. در 10 گیگابیت بر ثانیه (تقریباً 5 گیگاهرتز فرکانس Nyquist برای سیگنال دهی NRZ)، در صورت عدم استفاده از عایق پلی اتیلن فوم، تلفات دی الکتریک در کابل 1 متری غالب می شود - پلی اتیلن جامد دارای مماس تلفات تقریباً 0.0002 است، در حالی که PVC دارای مماس تلفات 0 برابر بیشتر است25. برای کابل هایی که با سرعت 25 گیگابیت بر ثانیه یا بالاتر کار می کنند، درصد کف دی الکتریک عایق به یک پارامتر مهم در تولید تبدیل می شود: هر 10 درصد افزایش در کسر خالی فوم، ثابت دی الکتریک موثر را تقریباً 0.08 کاهش می دهد و مماس اتلاف را به طور متناسب کاهش می دهد، به طور معنی داری طول داده قابل استفاده را افزایش می دهد.
انعکاس ها در ناپیوستگی امپدانس ایجاد می شوند - هر نقطه در طول کابل که امپدانس مشخصه از مقدار اسمی آن منحرف شود. منبع تولید اولیه تغییر امپدانس، خروج از مرکز عایق است: اگر دیواره عایق در یک طرف هادی ضخیم تر از طرف دیگر باشد، با چرخش جفت هادی از طریق پیچش، امپدانس مشخصه محلی تغییر می کند. این تغییرات امپدانس دورهای را در فرکانس لایهای پیچشی ایجاد میکند، که پیکهای تلفات بازگشتی ساختاری را در فرکانسهای خاص مربوط به هارمونیکهای طول لایه ایجاد میکند. یک کابل با طول تابش 15 میلیمتر، تشدید افت بازگشت ساختاری را در حدود 10 گیگاهرتز ایجاد میکند - مستقیماً در باند عملیاتی برنامههای کاربردی 10GBase-T و PCIe Gen 4. کنترل گریز از مرکز عایق تا کمتر از 5% ضخامت دیواره اسمی، از طریق طراحی دقیق قالب و تثبیت فشار مذاب در فرآیند اکستروژن، اقدام متقابل تولید در برابر تلفات برگشتی ساختاری است.
نسل های کابل USB و تغییرات مهندسی مورد نیاز در هر مرحله از عملکرد
هر نسل USB نیاز به تغییرات اساسی در ساخت کابل دارد - نه فقط تحملهای سختتر در طراحی یکسان. پیشرفت از USB 2.0 به USB4 نشان دهنده افزایش 1000 برابری در سرعت داده (480 مگابیت در ثانیه تا 40 گیگابیت در ثانیه) است و ساختار کابل مورد نیاز در هر انتهای این محدوده تقریباً هیچ ویژگی طراحی مشترکی فراتر از مواد رسانا ندارد.
| استاندارد | حداکثر نرخ داده | حداکثر طول کابل | الزامات کلیدی ساخت و ساز |
| USB 2.0 | 480 مگابیت بر ثانیه | 5 متر (منفعل) | جفت دیفرانسیل تک، سپر فویل. امپدانس 90 Ω ± 15 درصد |
| USB 3.2 نسل 1 | 5 گیگابیت بر ثانیه | 3 متر (منفعل) | جفت SuperSpeed اضافه شد. سپرهای فویلی جفت جداگانه؛ 7 ± 90 Ω |
| USB 3.2 نسل 2×2 | 20 گیگابیت بر ثانیه | 1 متر (منفعل) | دو جفت TX/RX SuperSpeed؛ امپدانس محکم و کنترل انحراف؛ عایق PE فوم شده مورد نیاز است |
| USB4 Gen 2×2 | 20 گیگابیت بر ثانیه | 0.8 متر (غیرفعال) | Thunderbolt 3 سازگار است. تراشه یکسان سازی فعال ممکن است در کانکتور تعبیه شده باشد. ساخت S/FTP |
| USB4 Gen 3×2 | 40 گیگابیت بر ثانیه | 0.8 متر غیرفعال; فعال مورد نیاز > 0.8 متر | S/FTP کامل؛ آی سی های تایمر فعال؛ چولگی درون جفتی <3 ps/m; عایق فوم PTFE یا PE |
محدودیت طول غیرفعال برای کابلهای USB4 Gen 3×2 (40 گیگابیت بر ثانیه) شایسته توجه ویژه است. حد غیرفعال 0.8 متری یک مشخصات ایمنی نیست، بلکه یک محدودیت یکپارچگی سیگنال است: فراتر از این طول، از دست دادن درج و انحراف بین جفت به سطحی انباشته میشود که از قابلیت یکسان سازی گیرنده فراتر میرود. سازندگان کابلی که دسترسی غیرفعال را فراتر از 0.8 متر با سرعت 40 گیگابیت بر ثانیه گسترش می دهند، باید آی سی های باز تایمر فعال یا اکولایزر خطی را در مجموعه کابل - معمولاً در یک یا هر دو محفظه کانکتور - تعبیه کنند که میرایی وابسته به فرکانس کابل را جبران کند. این عناصر فعال هزینه را اضافه میکنند، نیاز به برق دارند (از گذرگاه انتقال برق USB گرفته میشوند)، گرمایی تولید میکنند که باید در محفظه کانکتور پخش شود و تأخیر ایجاد میکنند. کابلی با برچسب "USB4 40 Gbps 2-meter" که اجزای فعال خود را فاش نمی کند یا هنگام اتصال برق از VBUS دریافت نمی کند، باید با شک و تردید نگریست، زیرا عملکرد غیرفعال 40 گیگابیت بر ثانیه در فاصله 2 متری با هیچ ترکیب رسانا و مواد عایق موجود در حال حاضر قابل دستیابی نیست.
انحراف درون جفتی و بین جفتی: چرا خطاهای زمان بندی در جفت های دیفرانسیل حداکثر نرخ داده را محدود می کنند
Skew تفاوت زمان بین سیگنال هایی است که باید به طور همزمان و با کارایی بالا وارد شوند. کابل های کامپیوتر در دو سطح ظاهر می شود - در یک جفت دیفرانسیل (چولگی درون جفتی) و بین جفت های مختلف (کول بین جفتی). هر دو نوع یکپارچگی سیگنال را کاهش می دهند، اما از طریق مکانیسم های مختلف، و هر کدام توسط پارامترهای تولیدی مختلف کنترل می شوند.
چولگی درون جفت - تفاوت تاخیر انتشار بین هادی های " " و "-" یک جفت دیفرانسیل منفرد - عمدتاً از عدم تقارن هندسی بین دو هادی ناشی می شود. اگر یک هادی در یک جفت قطر کسری بیشتر، دیوار عایق کمی ضخیمتر داشته باشد یا به طور سیستماتیک نزدیکتر به مرکز کابل نسبت به شریک خود قرار گیرد، سرعت انتشار کمی متفاوت از شریک خود را تجربه میکند. سرعت انتشار در یک کابل v = c/√(εeff) است، که در آن εeff ثابت دی الکتریک موثر عایق اطراف هادی است - هر گونه عدم تقارن در محیط دی الکتریک بین دو هادی یک جفت، اختلاف سرعت انتشار و در نتیجه انحراف درون جفتی ایجاد می کند. در 40 گیگابیت بر ثانیه (25 ps UI برای سیگنال دهی NRZ)، حتی 1 ps/m از چولگی درون جفتی که روی یک کابل 1 متری جمع شده است، 4 درصد فاصله واحد را اشغال می کند و حاشیه بسیار کمی برای ساعت گیرنده و مدار بازیابی اطلاعات برای نمونه برداری صحیح از چشمی داده های ورودی باقی می گذارد. مشخصات USB4 Gen 3×2 انحراف داخل جفت را به 3 ps/m محدود میکند، که نیاز به تطبیق قطر رسانا در ± 0.5٪ و خروج از مرکز دیوار عایق زیر 3±٪ در طول کابل کامل دارد.
انحراف بین زوجی - تفاوت تاخیر انتشار بین جفتهای جداگانه حامل سیگنالهای مرتبط - در پروتکلهایی که از چندین خط به صورت موازی استفاده میکنند، مانند PCIe، HDMI 2.1 و DisplayPort 2.0، حیاتی میشود. در این پروتکلها، یک کلمه داده چند خطی به صورت جفت تقسیم میشود و تراشه دریافتکننده باید تمام خطوط را برای بازسازی دادههای اصلی تراز کند. گیرنده از مدار جبران انحراف لاین به لاین برای جبران انحراف بین جفتی استفاده می کند، اما این جبران دارای محدوده محدودی است – معمولاً 20 تا 64 UI برای گیرنده های PCIe Gen 5. اگر انحراف بین جفتی در مجموعه کابل از محدوده جبران گیرنده فراتر رود، پیوند نمی تواند برقرار شود، حتی اگر هر خط جداگانه کیفیت سیگنال قابل قبولی داشته باشد. انحراف بین جفتی عمدتاً با تطبیق طول الکتریکی همه جفتهای داده در کابل کنترل میشود - تضمین اینکه هر جفت ثابت دی الکتریک مؤثر و طول مسیر فیزیکی یکسانی دارند. این امر از طریق طولهای لایه منطبق، ثابت دی الکتریک عایق منطبق در همه جفتها (که به ویسکوزیته ترکیب عایق ثابت در طول اکستروژن نیاز دارد) و مسیریابی جفت مطابق طول در مجموعه کابل به دست میآید.
فناوری کابل نوری فعال: چه زمانی و چرا کابلهای کامپیوتر مسی به محدودیتهای فیزیکی خود میرسند
کابلهای کامپیوتری با کارایی بالا مبتنی بر مس با یک محدودیت فیزیکی اساسی روبرو هستند: با افزایش نرخ داده، اثر پوستی و از دست دادن دی الکتریک به طور متناسب افزایش مییابد و حداکثر طول کابل غیرفعال را کاهش میدهد که میتواند از نرخ دادهای معین پشتیبانی کند. برای 100 گیگابیت بر ثانیه و بالاتر، این محدودیت به یک محدودیت عملی در طول کابل مربوط به سیمکشی رک مرکز داده (3-5 متر) و اتصالات متقاطع (10-30 متر) تبدیل میشود. کابلهای نوری فعال (AOC) - که از رابطهای الکتریکی مسی استاندارد در دو انتها استفاده میکنند اما سیگنال را به نوری در محفظه کانکتور برای انتقال از طریق فیبر نوری تبدیل میکنند - با استفاده از یک رسانه انتقال (نور در فیبر) با میرایی ناچیز در هر متر در فواصل مرکز داده، این محدودیت را دور میزنند.
تبدیل نوری به الکتریکی در یک AOC در آی سی درایور VCSEL (لیزر ساطع کننده سطح حفره عمودی) در کانکتور فرستنده و در آشکارساز نوری در کانکتور گیرنده رخ می دهد. کابل مسی بین پورت تجهیزات و درایور VCSEL معمولاً کمتر از 10 تا 15 میلیمتر است - به اندازهای کوتاه که تلفات مس بدون توجه به نرخ داده ناچیز است. این معماری به AOC ها اجازه می دهد تا یک رابط الکتریکی استاندارد (SFP، QSFP28، QSFP-DD، یا سایر عوامل شکل) را به تجهیزات میزبان ارائه دهند در حالی که به طور شفاف طول پیوند موثر را تا 50 تا 100 متر یا بیشتر، بسته به نوع فیبر و طول موج نوری، گسترش می دهند. از منظر تجهیزات میزبان، AOC از کابل متصل مستقیم مسی غیرفعال (DAC) قابل تشخیص نیست - هیچ پیکربندی درایور یا تغییر لایه پیوند مورد نیاز نیست.
مبادلاتی که بر انتخاب بین DAC مسی غیرفعال، کابل مسی فعال و AOC در برنامه های مرکز داده حاکم است در سه بعد کلیدی خلاصه می شود:
- محدوده طول: DAC مس غیرفعال برای 0-3 متر با سرعت 100 گیگابیت در ثانیه و 0-1 متر در 400 گیگابیت بر ثانیه بهینه است. کابلهای مسی فعال، دسترسی غیرفعال را تا 5 تا 7 متر با سرعت 100 گیگابیت بر ثانیه گسترش میدهند. AOC از 1 تا 100 متر (و تا 300 متر با فیبر تک حالته) پشتیبانی می کند که آن را به تنها گزینه مناسب برای اتصالات متقاطع و بین رک با سرعت 400 گیگابیت بر ثانیه و بالاتر تبدیل می کند.
- مصرف برق: DAC مس غیرفعال در خود مجموعه کابل (فقط در فرستنده و گیرنده) برق مصرف نمی کند. مس فعال 0.5 تا 1.5 وات در هر انتها در وسایل الکترونیکی تعبیه شده در کابل مصرف می کند. AOC 1.0-3.0 W در هر انتها در مدارهای درایور VCSEL و آشکارساز نور مصرف می کند. در یک مرکز داده با 10000 لینک فعال، اختلاف توان بین DAC غیرفعال و AOC می تواند نشان دهنده 20 تا 30 کیلووات بار حرارتی اضافی باشد که به ظرفیت خنک کننده نیاز دارد.
- قابلیت تعمیر و انعطاف پذیری: اگر کانکتور آسیب دیده باشد، DAC مس غیرفعال را می توان در میدان باز کرد. خود کابل هیچ مؤلفه ای ندارد که مستقل از آسیب فیزیکی از کار بیفتد. مجموعههای AOC غیرقابل تعمیر هستند - یک اتصال VCSEL، IC درایور یا فیبر ناموفق نیاز به تعویض کل مجموعه کابل دارد. کابلهای AOC نیز نسبت به کابلهای مسی نسبت به نقض شعاع خمش آسیبپذیرتر هستند، زیرا محدودیتهای شعاع خم فیبر (معمولاً 30 میلیمتر برای فیبر چند حالته OM3/OM4) نسبت به کابلهای کامپیوتر مسی محکمتر است.
مشخصات کابل PCIe از نسل 3 تا نسل 6: چه چیزی بین نسل ها تغییر می کند و چرا
PCI Express طی شش نسل با دو برابر شدن نرخ داده در هر مرحله تکامل یافته است، و هر انتقال نسل به تغییرات ساختار کابل نیاز دارد تا یکپارچگی سیگنال در حاشیه انطباق مشخصات حفظ شود. برخلاف کابلهای شبکه که کابل رسانه اصلی انتقال سیگنال است، کابلهای PCIe اسلاتهای توسعه یا کارتهای افزودنی را به هم متصل میکنند که در آن کابل یک بخش از یک کانال طولانیتر شامل ردیابی PCB، کانکتورها و Vias است - باعث میشود بودجه تلفات درج کابل تنها کسری از بودجه کل کانال باشد.
PCIe Gen 3 (8 GT/s در هر خط) حد مجموع تلفات ورودی کانال را 20 دسی بل در 4 گیگاهرتز مشخص کرد (فرکانس Nyquist برای سیگنال دهی NRZ 8 GT/s). برای یک بخش کابل در این کانال، یک تخصیص عملی 8 تا 10 دسی بل است که طول کابل 1 تا 2 متر را با ساختار جفت پیچ خورده محافظ فویل با طراحی خوب با استفاده از عایق پلی اتیلن جامد امکان پذیر می کند. طرح رمزگذاری (128b/130b) که در Gen 3 معرفی شد، کارایی کدگذاری را بهبود بخشید اما فرکانس Nyquist را نسبت به نرخ خط تغییر نداد.
PCIe Gen 4 (16 GT/s) فرکانس Nyquist را دو برابر کرد و به 8 گیگاهرتز رساند، تقریباً تلفات درج را برای طول کابل یکسان دو برابر کرد، زیرا هم افت اثر پوستی هادی (متناسب با √f) و هم تلفات دی الکتریک (متناسب با f) افزایش یافت. برای حفظ تلفات درج قطعه کابل در تخصیص کاهش یافته، عایق پلی اتیلن فوم شده برای کابل های بلندتر از 0.5 متر در ژنرال 4 اجباری شد، زیرا پلی اتیلن جامد 15 تا 20 درصد تلفات ورودی بیشتری را در 8 گیگاهرتز نسبت به ساختار پلی اتیلن فوم دار معادل ایجاد می کند. PCIe Gen 5 (32 GT/s، 16 گیگاهرتز Nyquist) الزامات تلفات درج کابل را تا جایی پیش برد که PCIe SIG OCuLink و PCIe Cable Specification نسخه 2.0 را منتشر کرد که الزامات کابل فعال را تعریف می کرد و اذعان داشت که طول کابل های غیرفعال بیش از 1 متر در شرایط 32 GT/e را باید حفظ کرد.
PCIe Gen 6 کدگذاری PAM4 (مدولاسیون دامنه پالس 4 سطحی) را به جای NRZ معرفی کرد که فرکانس لازم Nyquist را برای یک نرخ داده معین به نصف کاهش داد (64 GT/s با PAM4 همان Nyquist 16 GHz NRZ 32 GT/s را دارد). این تغییر کدگذاری تا حدی الزامات از دست دادن کابل را کاهش داد، اما الزامات خطی را معرفی کرد: PAM4 از چهار سطح سیگنال به جای دو استفاده میکند، و غیرخطی بودن در پاسخ فرکانسی کابل باعث میشود ارتفاع چشم در سطوح سیگنال مختلف نابرابر باشد و حاشیه نویز برای دهانههای چشم داخلی کاهش یابد. بنابراین، کابلهای کامپیوتری با کارایی بالا برای PCIe Gen 6 باید نه تنها محدودیتهای تلفات درج را داشته باشند، بلکه باید محدودیتهای تغییرات تاخیر گروهی (وابستگی فرکانس سرعت انتشار سیگنال) را نیز داشته باشند، که باعث ایجاد اعوجاج دامنه به فاز میشود که به طور نامتناسبی بر عملکرد PAM4 تأثیر میگذارد.
گزینههای مواد رسانا برای کابلهای کامپیوتری با سرعت بالا: آلومینیوم با روکش مس و مس با روکش نقره در مقایسه
مواد رسانا در یک کابل کامپیوتری با کارایی بالا، مشخصات ظریفتری از آنچه به نظر میرسد است. مس خط پایه جهانی است، اما دو ساختار هادی اصلاحشده - آلومینیوم با روکش مس (CCA) و مس با روکش نقره (SPC) - در زمینههای خاص مورد استفاده قرار میگیرند، و مبادلات عملکرد آنها در عمل خرید عمومی به خوبی درک نشده است.
آلومینیوم روکش مس (CCA)
هادی های CCA از یک هسته آلومینیومی با یک لایه خارجی نازک مس تشکیل شده اند. ضخامت لایه مس معمولاً 10 تا 15 درصد شعاع هادی است. CCA در مقایسه با مس جامد کاهش وزن و هزینه قابل توجهی را ارائه می دهد - چگالی آلومینیوم 2.7 گرم در سانتی متر مکعب در مقابل 8.9 گرم در سانتی متر مکعب برای مس است، بنابراین هادی های CCA تقریباً 40 تا 45 درصد در واحد طول سبک تر هستند. در فرکانسهای بالا که اثر پوست جریان را به سطح رسانا محدود میکند، CCA اساساً مشابه مس جامد عمل میکند: عمق پوست در 1 گیگاهرتز در مس تقریباً 2 میکرومتر است که بسیار نازکتر از ضخامت روکش مسی در هادیهای CCA عملی است. به همین دلیل، CCA از نظر فنی برای هادی های سیگنال فرکانس بالا که در آن چگالی جریان در لایه روکش مس متمرکز است، قابل قبول است. محدودیت CCA در کاربردهای DC و فرکانس پایین به وجود میآید که جریان به سطح مقطع کامل رسانا نفوذ میکند: رسانایی آلومینیوم تقریباً 61٪ مس است، بنابراین هادیهای CCA به طور معنیداری مقاومت DC بالاتری نسبت به مس جامد با همان قطر دارند. برای هادی های برق در کابل کامپیوتر (USB VBUS، برق کمکی PCIe)، مقاومت DC بالاتر به معنای افت ولتاژ بیشتر و گرمایش I²R بالاتر در جریان نامی است - که باعث می شود مس جامد برای هادی های برق در همان کابل که در آن هادی های داده CCA قابل قبول است، ترجیح داده شود.
مس با روکش نقره (SPC)
نقره رسانایی کمی بالاتر از مس دارد (6.30 × 107 S/m در مقابل 5.96 × 107 S/m)، و ویژگیهای سطحی برتر آن - اکسید نقره بر خلاف اکسید مس رسانا است - آبکاری نقره را در فرکانسهای بسیار بالا که جریان در لایهای بسیار بالا در سطح میگذرد، مفید میسازد. مزیت عملی اولیه آبکاری نقره در کابل های کامپیوتری با فرکانس بالا، بهبود رسانایی حاشیه ای نیست، بلکه جلوگیری از تشکیل اکسید مس روی سطح هادی است. اکسید مس نیمه هادی با رسانایی بسیار کمتر از مس فلزی است. با پیشرفت اکسیداسیون سطح هادی، مقاومت موثر در عمق پوست بالاتر از مقدار پیشبینیشده از رسانایی مس حجیم افزایش مییابد و باعث تلفات درج بالاتر از میزان مشخص شده برای کابل میشود. آبکاری نقره با ارائه یک لایه سطحی مقاوم در برابر اکسیداسیون، مقاومت سطح هادی را در طول عمر کابل در مقدار طراحی حفظ می کند. این مزیت در کابلهایی که برای مدت طولانی قبل از استفاده یا در محیطهای مرطوب یا خورنده خفیف کار میکنند، بسیار مهم است. برای کابلهایی که بلافاصله پس از ساخت در محیطهای تمیز استفاده میشوند، تفاوت بین هادیهای مسی با روکش نقره و مس لخت قابل اندازهگیری است اما معمولاً نسبت به محدودیت مشخصات تلفات درج ناچیز است.
چگونه مشخصات کابل کامپیوتر OEM باید نوشته شود تا از افت عملکرد در تولید جلوگیری شود
مشخصات کابل کامپیوتر OEM سفارشی که منحصراً بر پارامترهای الکتریکی - امپدانس، تلفات درج، تداخل - بدون مشخص کردن ویژگیهای ساختاری که این پارامترها را تولید میکنند، یک مشکل تأیید ایجاد میکنند: یک کابل میتواند مشخصات الکتریکی اندازهگیری شده را روی یک دسته نمونه برآورده کند، در حالی که از گزینههای ساختی استفاده میکند که عملکردی خارج از مشخصات را در شرایط مختلف تولید یا پس از پیری ایجاد میکند. یک مشخصات OEM قوی، هم پارامترهای عملکرد الکتریکی قابل اندازهگیری و هم محدودیتهای ساخت و ساز را تعریف میکند که تضمین میکند این پارامترها در سرتاسر دستههای تولید و در طول عمر سرویس حفظ میشوند.
پارامترهای ساختاری زیر باید به صراحت در مشخصات OEM کابل کامپیوتری با کارایی بالا مشخص شود، نه اینکه به صلاحدید سازنده واگذار شود:
- مواد هادی و کلاس رشته: مس جامد یا رشته ای، مس لخت یا مس با روکش نقره یا CCA و کلاس رشته (IEC 60228 کلاس 2، 5، یا 6) را به طور جداگانه برای سیگنال ها و هادی های برق در یک کابل مشخص کنید. مشخصاتی که فقط می گوید "رسانای 28 AWG" به سازنده اجازه می دهد تا از CCA برای هادی های برق و مس جامد برای هادی های سیگنال - یا برعکس - بدون افشا استفاده کند.
- مواد عایق و درصد فوم (در صورت فوم): نوع پلیمر عایق (PE جامد، PE فوم شده با حداقل درصد فوم، FEP یا PTFE) را به جای ضخامت اسمی دیواره مشخص کنید. دو کابل با ضخامت دیواره عایق یکسان اما ثابت های دی الکتریک متفاوت (PE جامد در مقابل فوم) دارای امپدانس های مشخصه و مقادیر تلفات درج متفاوت در فرکانس بالا خواهند بود.
- محدوده طول و تحمل لایه چرخشی: طول اسمی و حداکثر انحراف مجاز برای هر جفت دیفرانسیل را مشخص کنید. طول لایه به طور مستقیم فرکانس اوج تلفات ساختاری و تعادل جفت را کنترل می کند. تغییرات طولی غیرقابل کنترل تغییرات امپدانس دسته به دسته ایجاد می کند که تشخیص آن بدون آزمایش بازتاب سنجی دامنه زمانی دشوار است.
- ساخت و پوشش سپر: نوع فویل (پلی استر آلومینیومی یا پلی پروپیلن آلومینیومی)، درصد همپوشانی فویل و مواد سیم تخلیه را برای هر جفت سپر، به علاوه درصد پوشش کلی قیطان و قطر سیم برای محافظ بیرونی بافته را مشخص کنید. "کاملاً محافظت شده" بدون این جزئیات به سازندگان اجازه می دهد تا از ساختارهای پوشش حداقلی استفاده کنند که از نظر فنی شامل مواد محافظ است اما سرکوب ناکافی EMI در فرکانس های گیگاهرتز را فراهم می کند.
- الزامات بازرسی مقاله اول (FAI): مشخص کنید که کدام پارامترها باید بر روی یک نمونه از اولین دوره تولید اندازه گیری شوند، چه تجهیزات و روش های آزمایشی باید مورد استفاده قرار گیرند، و چه چیزی یک نتیجه گذرا را تشکیل می دهد. FAI مکانیزم قراردادی است که از جایگزینی ساخت و ساز کم هزینه پس از تایید نمونه جلوگیری می کند. بدون الزامات صریح FAI در مشخصات OEM، سازنده هیچ تعهد قراردادی برای حفظ ساختار مورد استفاده در نمونه تایید شده در طول دوره های تولید بعدی ندارد.
برای کابلهای رایانهای که برای استفاده در محصولات مشمول گواهینامه نظارتی - UL، CE، FCC قسمت 15 در نظر گرفته شدهاند - مشخصات OEM باید همچنین روشن کند که آیا خود کابل باید گواهینامه فردی داشته باشد یا اینکه آیا به عنوان یک جزء در مجموعه محصول نهایی تأیید میشود. صدور گواهینامه در سطح کابل مستلزم آن است که ساختار خاص مورد آزمایش قرار گیرد و تحت طرح سازمان گواهیدهنده فهرست شود. گواهی محصول نهایی کابل را به عنوان یک جزء داخلی بدون نیاز به علامت های سطح کابل مستقل پوشش می دهد. عدم تطابق بین آنچه مشخص شده و مسیر صدور گواهینامه واقعاً به آن نیاز دارد، یکی از دلایل رایج تأخیر پروژه است، زمانی که بررسی نظارتی نشان میدهد که کابل مشخصشده بهعنوان «فهرست UL» در واقع تنها بهعنوان یک جزء به رسمیت شناخته میشود، یا فهرست UL را برای رتبهبندی ولتاژ/دمای متفاوتی نسبت به برنامه مورد نظر دارد..












