چگونه تعداد هسته و پیکربندی رشتهای بر مسیریابی کابل کنترل در سیستمهای چند محوره تأثیر میگذارد
چند هسته ای کابل های کنترل بر اساس تعداد هسته و مقطع رسانا مشخص میشوند، اما پیکربندی رشته داخلی - نحوه گروهبندی، پیچاندن و قرار دادن هستههای جداگانه در داخل کابل - تأثیر قابلتوجهی بر نحوه رفتار کابل در طول مسیریابی نصب و نحوه عملکرد آن در طول زمان در سیستمهایی با انواع سیگنالهای چندگانه که یک کابل مشترک دارند، دارد. در اتوماسیون صنعتی و سیستمهای کنترل حرکت چند محوره، کابلهای کنترل به طور معمول ترکیبی از سیگنالهای ورودی/خروجی دیجیتال، خروجیهای حسگر آنالوگ، بازخورد رمزگذار و توان ولتاژ پایین برای شیر برقی یا حسگرها را حمل میکنند - همه در یک روکش کابل. مدیریت تعامل بین این انواع سیگنال با معماری داخلی کابل شروع می شود.
هستهها در یک کابل کنترل چند هستهای معمولاً در یکی از سه الگوی رشتهای مرتب میشوند: هممرکز (هستهها در لایههای متحدالمرکز متوالی قرار میگیرند)، رشتهبندی دستهای (همه هستهها بدون لایهبندی خاص به هم متصل شدهاند)، یا گروهبندی بخش/ربع (هستهها در زیر گروههای عملکردی سازماندهی شدهاند، اغلب با محافظ فردی در هر گروه). رشته هم مرکز قطر بیرونی قابل پیش بینی و پایداری را ایجاد می کند و تضمین می کند که هیچ هسته ای به طور دائم در لبه بیرونی کابل قرار نمی گیرد - هر هسته با خم شدن کابل بین موقعیت های داخلی و خارجی حرکت می کند و تنش مکانیکی را به طور یکنواخت تر از رشته های دسته ای توزیع می کند، جایی که هسته های خاص ممکن است به طور مداوم در موقعیت های پر استرس باشند. برای کابل های کنترلی با 12 هسته یا بیشتر نصب شده در کاربردهای خمش مداوم، رشته هم مرکز به طور قابل توجهی عمر سرویس را در مقایسه با معادل های دسته ای با همان مشخصات افزایش می دهد.
گروهبندی ربع، که در آن هستههای مرتبط با عملکرد به واحدهای فرعی درون کابل متصل میشوند، به دستههای سیگنال مختلف اجازه میدهد تا به صورت فیزیکی در داخل کابل از هم جدا شوند. یک پیکربندی رایج، جفتهای سیگنال آنالوگ را در یک ربع، هستههای ورودی/خروجی دیجیتال را در ربع دیگر، و هستههای منبع تغذیه را در سومی قرار میدهد و واحدهای فرعی به صورت جداگانه نمایش داده میشوند. این ترتیب اتصال خازنی بین هسته های قدرت و سیگنال را کاهش می دهد - که در غیر این صورت نویز سوئیچینگ را به خطوط سیگنال آنالوگ وارد می کند - و اجازه می دهد تا هر واحد فرعی به طور جداگانه در پانل کنترل شناسایی و خاتمه یابد بدون اینکه همه هسته ها از یک بسته منفرد پخش شوند. این مبادله افزایش قطر کابل و هزینه در مقایسه با طراحی بدون غربال و رشته یکنواخت با تعداد هسته یکسان است.
طراحی ضد تداخل در کابلهای کنترل: مکانیسمهایی فراتر از محافظ ساده
محافظ قابل مشاهده ترین ویژگی ضد تداخل الف است کابل کنترل اما سازگاری الکترومغناطیسی در کاربردهای کنترل صنعتی نیاز به یک رویکرد لایهای دارد که در آن محافظ یک عنصر در میان چندین انتخاب طراحی است که مجموعاً تعیین میکند کابل تا چه اندازه نویز را دفع میکند و از تزریق تداخل به مدارهای مجاور جلوگیری میکند. مشخص کردن "کابل کنترل محافظ" بدون درک کامل معماری مدیریت تداخل اغلب منجر به تاسیساتی می شود که علیرغم وجود حفاظ همچنان از مشکلات نویز رنج می برند.
اولین مکانیسم تطبیق امپدانس بین کابل و انتهای آن است. یک محافظ کابل کنترل فقط به اندازه امپدانس ختم آن موثر است. محافظی که از طریق یک سیم پیگتیل بلند به یک پیچ زمین شاسی متصل است، امپدانس القایی را ارائه میکند که با فرکانس افزایش مییابد، و باعث میشود که اتصال سپر دقیقاً در فرکانسهایی که تداخل تابشی از درایوهای فرکانس متغیر (VFD) و منابع تغذیه سوئیچینگ قویترین هستند - معمولاً 150 مگاهرتز تا 30، بیاثر میشود. خاتمه سپر 360 درجه با امپدانس کم با استفاده از کابل های EMC یا گیره های محافظ که تماس محیطی با سپر در سراسر حاشیه آن برقرار می کند، اثربخشی سپر را تا فرکانس های مورد نیاز برای انطباق EMC صنعتی حفظ می کند. طول پیگتیل به تنهایی می تواند امپدانس خاتمه سپر را با ضریب 10-100 در 10 مگاهرتز در مقایسه با پایان 360 درجه افزایش دهد، و به طور موثری مزیت سپر را در محدوده فرکانس بالا نفی کند.
مکانیسم دوم جداسازی خازنی بین هسته های قدرت و سیگنال است. حتی در یک کابل محافظ، هستههای قدرتی که جریانهای سوئیچ را از خروجیهای رله یا درایورهای برقی انتقال میدهند، تداخل را به هستههای سیگنال مجاور متصل میکنند. کوپلینگ متناسب با ظرفیت متقابل بین هسته ها است که به فاصله جدایی آنها و ثابت دی الکتریک عایق بین آنها بستگی دارد. طرحهای کابل کنترلی که هستههای قدرت را از هستههای سیگنال جدا میکنند - با استفاده از عناصر پرکننده، پارتیشنهای داخلی یا گروهبندی واحدهای فرعی - ظرفیت متقابل و در نتیجه تزریق نویز را بدون نیاز به مواد محافظ اضافی کاهش میدهند.
مکانیسم سوم استفاده از جفتهای پیچ خورده جداگانه برای سیگنالهای آنالوگ است. چرخاندن یک جفت سیگنال آنالوگ در بسته کلی کابل باعث حذف نویز دیفرانسیل می شود که مستقل از محافظ کلی است. یک جفت آنالوگ محافظ اما بدون پیچش در داخل یک کابل کنترل چند هسته ای در معرض دریافت القایی از جریان های سوئیچ مجاور قرار می گیرد. ولتاژ القایی به عنوان یک سیگنال حالت مشترک در هر دو هادی ظاهر می شود، اما از آنجایی که دو هادی در موقعیت های متفاوتی در بسته قرار دارند، ولتاژهای القایی یکسانی را نمی بینند و این تفاوت به صورت یک نویز دیفرانسیل (تخریب کننده سیگنال) ظاهر می شود. چرخاندن جفت تضمین می کند که هر دو رسانا به طور مداوم بین موقعیت های داخلی و خارجی متناوب می شوند، ولتاژهای القایی را یکسان می کند و اجازه می دهد تا حالت معمولی در گیرنده رد شود تا نویز را به طور موثر خنثی کند. برای حلقه های کنترل آنالوگ 4 تا 20 میلی آمپر که سیگنال در مقیاس کامل تنها 16 میلی آمپر تغییر جریان را نشان می دهد، حتی جریان های نویز دیفرانسیل کوچک خطاهای اندازه گیری قابل توجهی ایجاد می کنند.
رتبه بندی ولتاژ در کابل های کنترل و چرا ولتاژ نامی حداکثر ولتاژ سیگنال مجاز نیست
کابل های کنترل معمولاً 300/500 ولت یا 450/750 ولت (U0/U، که در آن U0 ولتاژ به زمین و U ولتاژ بین هادی ها) است. این رتبهبندیها اغلب بهعنوان حداکثر ولتاژ سیگنالی که کابل میتواند حمل کند اشتباه گرفته میشوند، اما آنها در واقع قابلیت سیستم عایق را در شرایط آزمایش و طبقهبندی ولتاژ سیستم که بر الزامات نصب حاکم است - نه ولتاژ سیگنال در حال استفاده را تعریف میکنند.
درجه بندی 300/500 ولت به این معنی است که عایق به گونه ای طراحی شده است که 300 ولت از هر هادی به زمین به طور مداوم و 500 ولت بین هر دو هادی را تحمل کند. در سیستمهای کنترل صنعتی که در 24 ولت DC (ولتاژ کنترل غالب در سیستمهای PLC و اتوماسیون) یا 110/230 ولت AC برای ورودی/خروجی ولتاژ بالا کار میکنند، این رتبهبندیها حاشیه قابلتوجهی بالاتر از ولتاژ عملیاتی واقعی ارائه میکنند. اهمیت عملی رتبه بندی ولتاژ در دو سناریو است: اضافه ولتاژ ضربه ای و شرایط خطای سیستم. سوئیچینگ گذرا از کنتاکتهای رله و سیمپیچهای برقی میتواند نوک ولتاژ چند صد ولتی ایجاد کند که روی سیگنال کنترل معمولی قرار میگیرد. عایق باید این تغییرات گذرا را بدون شروع تخلیه جزئی تحمل کند و درجه بندی ولتاژ پارامتری است که وجود این حاشیه را تضمین می کند. یک کابل نامی 300/500 ولت که با ولتاژ 24 ولت DC کار می کند تقریباً 12× حاشیه در برابر ولتاژ نامی رسانا به زمین خود دارد - برای تقریباً تمام محیط های گذرا صنعتی زمانی که کابل به درستی از تجهیزات ولتاژ بالا جدا شده باشد کافی است.
سناریوی دوم شرایط خطای سیستم است. در کابل کنترل چند هستهای که هم سیگنالهای ورودی/خروجی 230 ولت و هم سیگنالهای منطقی 24 ولت DC را حمل میکند - پیکربندی در پروژههای اتوماسیون مقاومسازی یافت میشود که در آن کابل کنترل عملکردهای متعددی را انجام میدهد - نقصی که یک هسته 230 ولتی را به یک هسته 24 ولتی مجاور متصل میکند، تنها در صورتی که هسته 24 ولتی در 23 ولت کاملاً باشد، میشود. برای 300/500 ولت، این ولتاژ خطا در پوشش طراحی عایق باقی می ماند. کابلی که فقط ولتاژ 150/250 ولت را در همان سناریوی خطا دارد ممکن است دچار خرابی عایق شود که باعث انتشار عیب به جای مهار آن می شود. انتخاب رتبه ولتاژ کابل کنترل بر اساس بالاترین ولتاژ موجود در سیستم - نه ولتاژ عملیاتی معمولی - رویکرد مهندسی صحیح است.
استانداردهای کدگذاری رنگ کابل و چالش های پروژه های بین منطقه ای را کنترل کنید
شناسایی هسته در کابل های کنترل چند هسته ای توسط استانداردهای منطقه ای کنترل می شود که به طور قابل توجهی بین بازارها متفاوت است. در پروژههایی که شامل تجهیزات تولید شده در یک منطقه و نصب در منطقه دیگر میشوند - یا در تجهیزات OEM صادر شده به بازارهای متعدد - تضاد کدهای رنگی مستلزم مستندات دقیق و در برخی موارد، سیمکشی مجدد در محل نصب است. درک استانداردهای منطقه ای غالب و ناسازگاری آنها برای خرید کابل کنترلی در زنجیره تامین بین المللی ضروری است.
| تابع | IEC 60446 / استاندارد اتحادیه اروپا | آمریکای شمالی (NEC) | چین (GB/T) |
| زمین محافظ (PE) | سبز/زرد (اجباری) | سبز یا سبز/زرد | زرد/سبز (اجباری) |
| خنثی | آبی | سفید یا خاکستری | آبی روشن |
| L1 / فاز A | قهوه ای | مشکی | زرد |
| L2 / فاز B | مشکی | قرمز | سبز |
| L3 / فاز C | خاکستری | آبی | قرمز |
درگیری که به احتمال زیاد باعث ایجاد یک حادثه ایمنی می شود، درمان هسته های آبی و سیاه است. بر اساس IEC 60446، آبی نشان دهنده خنثی و سیاه نشان دهنده یکی از فازهای زنده است. بر اساس کنوانسیون NEC آمریکای شمالی، آبی یک هادی فاز و سفید/خاکستری نشان دهنده خنثی است. یک برقکار که منحصراً بر روی یک استاندارد آموزش دیده است و با کابلی که به استاندارد دیگر سیمکشی شده مواجه میشود، ممکن است به اشتباه یک هادی برق را خنثی تشخیص دهد. به همین دلیل، سازندگان بینالمللی تجهیزات OEM اغلب کد رنگی را با شناسایی هسته عددی تکمیل میکنند - که مستقیماً روی ژاکت عایق هر هسته چاپ میشود - که یک سیستم شناسایی بدون ابهام را ارائه میکند که مستقل از قراردادهای رنگ منطقهای است. IEC 60228 و DIN VDE 0293 علامتگذاری عددی را بهعنوان جایگزین یا مکمل شناسایی رنگ ارائه میکنند، و تامینکنندگان کابل کنترلی که به بازارهای صادراتی خدمات ارائه میکنند، به طور فزایندهای گزینههای کد رنگی و هستهای شمارهدار را در یک ساختار کابل ارائه میکنند.
برای کابلهای کنترلی با تعداد هسته بالا (19 هسته و بالاتر)، کدگذاری رنگ به تنهایی غیرعملی است زیرا تعداد رنگهای قابل تشخیص با کنتراست بصری خوب در نورپردازی صنعتی معمولی تقریباً به 10 تا 12 محدود است. روش استاندارد برای تعداد هستههای بالا از رنگ اصلی بهعلاوه علامتگذاری حلقههای عددی، یا ترکیب سیستماتیک رنگهای پایه با نوارهای ردیاب (یک نوار رنگی روی ژاکت اصلی سفید یا سیاه) استفاده میکند که تعداد ترکیبهای قابل تشخیص را فراتر از محدوده قابل دستیابی تنها با رنگهای یکدست گسترش میدهد.
انتخاب مقطع کابل کنترل: چرا جریان سیگنال به ندرت عامل تعیین کننده است
برای اکثر کابلهای کنترل و ابزار دقیق، جریان سیگنال به اندازهای کم است که ampacity حرارتی عامل محدودکننده در انتخاب مقطع هادی نیست. یک حلقه آنالوگ 4 تا 20 میلی آمپر، یک ورودی دیجیتال PLC با ظرفیت 5 تا 10 میلی آمپر، یا یک سنسور مجاورتی که 50 میلی آمپر در ولتاژ 24 ولت DC مصرف می کند، همگی گرمایش I²R ناچیزی را در هادی هایی به کوچکی 0.14 میلی متر مربع ایجاد می کنند. محدودیتهای واقعی که انتخاب مقطع هادی در کابلهای کنترل را هدایت میکند عبارتند از افت ولتاژ، استحکام مکانیکی، سازگاری خاتمه و الزامات امپدانس حلقه خطا – که هیچکدام به قدرت حرارتی مربوط نمیشوند.
افت ولتاژ محدودیت الکتریکی غالب برای مدارهای کنترل 24 ولت DC است. افت ولتاژ مجاز به دستگاه در انتهای کابل بستگی دارد: یک ماژول ورودی PLC ممکن است حداقل ولتاژ ورودی 15 ولت DC را برای تضمین تشخیص منطقی بالا تعیین کند، که به این معنی است که در بدترین حالت مصرف جریان، کابل نباید بیش از 9 ولت از منبع تغذیه 24 ولت افت کند. برای خروجی دیجیتالی که یک شیر برقی با جریان 200 میلی آمپر را روی یک کابل 50 متری هدایت می کند (100 متر طول هادی برای تامین و برگشت)، مقاومت هادی باید کمتر از 9 ولت / 0.2 A = کل 45 Ω باشد. این نیاز به مقاومت هادی کمتر از 0.45 Ω/m دارد، که مربوط به سطح مقطع تقریباً 0.38 میلیمتر مربع در مس است. انتخاب 0.5 میلی متر مربع حاشیه ایجاد می کند. انتخاب 0.14 میلیمتر مربع (که دارای مقاومت تقریباً 0.13 Ω/متر × 100 متر = 13 Ω است - در محدودههای محدود برای دوهای بسیار کوتاه اما حاشیهای در 50 متر) عملکرد غیرقابل اعتمادی در طولهای طولانیتر ایجاد میکند، حتی اگر جریان 200 میلیآمپر از نظر حرارتی برای سیم 0.14 میلیمتر مربع ناچیز است.
استحکام مکانیکی در حین پایان، حد پایین عملی برای مقطع هادی در اکثر کاربردهای کنترل صنعتی است. هادیهای کوچکتر از 0.25 میلیمتر مربع مستعد شکستن در اتصالات ترمینال پیچ هستند، اگر رسانا قبل از سفت شدن پیچ به درستی قرار نگیرد، و به گشتاور بیش از حد حساس هستند. در پانل های کنترلی که توسط تکنسین های متعدد تحت فشار تولید مونتاژ می شوند، ثبات کیفیت پایان برای هادی های بسیار خوب به طور قابل توجهی کمتر از هادی های 0.5 میلی متر مربع یا 0.75 میلی متر مربع است که طیف وسیع تری از تکنیک پایان را تحمل می کند. بیشتر مشخصات کابل کنترل صنعتی بر روی 0.5 میلی متر مربع به عنوان حداقل عملی برای پایانه های پانل تنظیم می شود، حتی زمانی که الزامات الکتریکی اجازه اندازه های کوچکتر را می دهد.
الزامات امپدانس حلقه خطا در مواردی اعمال میشود که کابلهای کنترل باید حفاظت جریان اضافه را مطابق با IEC 60364-4-41 (محافظت در برابر شوک الکتریکی) داشته باشند. در مدارهایی که امپدانس حلقه خطا باید به اندازه کافی کم باشد تا از عملکرد دستگاه محافظ اضافه جریان در مدت زمان قطع مورد نیاز اطمینان حاصل شود، سطح مقطع هادی باید بر اساس نیاز امپدانس حلقه خطا به جای جریان عملیاتی معمولی محاسبه شود. این موضوع زمانی مهم می شود که کابل های کنترل یک مسیر یا محفظه با مدارهای AC 230 ولتی مشترک داشته باشند و رساناهای کابل کنترل در شرایط خطا روشن شوند.
نصب کابل کنترل در سینی کابل: قوانین جداسازی و منطق مهندسی آنها
تفکیک سینی کابل برای کابل های کنترل در IEC 61537، IEC TR 62490 و کدهای برق ملی مختلف مشخص شده است که همگی حداقل الزامات جداسازی بین کابل های کنترل و برق را ایجاد می کنند. این الزامات اغلب به عنوان تشریفات بوروکراتیک در عمل تلقی می شوند، اما هر قانون دارای یک منطق مهندسی خاص مربوط به کوپلینگ القایی و خازنی، اختلاف پتانسیل زمین، و مهار خطا است.
مکانیزم کوپلینگ اولیه که الزامات جداسازی را ایجاد می کند، برداشت القایی از کابل های برق است که جریان های سوئیچ را حمل می کنند. درایوهای فرکانس متغیر شکل موجهای جریانی غنی از محتوای هارمونیک فرکانس بالا تولید میکنند - کابلهای خروجی VFD معمولی اجزای جریان قابلتوجهی را در هارمونیکهای 5، 7، 11 و بالاتر فرکانس سوئیچینگ درایو (اغلب فرکانس حامل 4 تا 16 کیلوهرتز) حمل میکنند و انرژی تداخلی را تا محدوده صدها کیلوهرتز تولید میکنند. کابلهای سیگنال کنترلی که به صورت موازی و در مجاورت کابلهای خروجی VFD قرار میگیرند، مانند سیمپیچ ثانویه ترانسفورماتور با کوپلینگ شل عمل میکنند، با ولتاژ القایی متناسب با نرخ تغییر میدان مغناطیسی (dI/dt) و مساحت حلقه تشکیلشده توسط هادیهای کابل کنترل و مسیر برگشت آنها. حداقل فاصله توصیه شده بین کابل های خروجی VFD و کابل های کنترل بدون محافظ در یک سینی معمولی 200-300 میلی متر است. برای کابل های کنترل شیلددار با سپرهای زمین شده مناسب، جداسازی 100 میلی متری اغلب پذیرفته می شود، زیرا سپر تضعیف اضافی تداخل جفت شده را فراهم می کند.
اختلاف پتانسیل زمین یک نگرانی جداسازی خاص برای تاسیسات صنعتی بزرگ است که در آن بخشهای مختلف سیستم زمین ممکن است در طی رویدادهای گذرا در پتانسیلهای متفاوتی باشند. کابل کنترلی که بین دو ساختمان یا بین بخشهای دورافتاده یک کارخانه بزرگ اجرا میشود، سپر آن را در دو انتها قرار میدهد. اگر اختلاف پتانسیل زمین بین دو نقطه پایانی از قابلیت رد حالت معمول سیستم کنترل بیشتر شود، اختلاف پتانسیل زمین به صورت یک ولتاژ نویز روی سیگنال ظاهر می شود. مسیریابی کابلهای کنترل در مسیری مشابه کابلهای برق از همان تابلوی توزیع، اختلاف پتانسیل زمین بین پایانههای محافظ کابل را به حداقل میرساند، زیرا هر دو سیستم قدرت و کنترل به یک نقطه زمین اشاره میکنند. این دلیل مهندسی پشت این قانون است که کابلهای کنترل باید همان مسیر فیزیکی را که منبع تغذیه تجهیزات کنترلشده است دنبال کنند، نه اینکه مستقیماً کوتاهترین مسیر را در سراسر تأسیسات طی کنند.
مهار خطا، منطق ایمنی برای جداسازی کابلهای کنترل از کابلهای برق فشار قوی در سینیهای کابل است. یک خطا در کابل برق فشار قوی - قوس داخلی، خرابی عایق تحت جریان اتصال کوتاه - می تواند انرژی کافی برای مشتعل شدن ژاکت کابل های مجاور تولید کند. کابلهای کنترلی که سیگنالهای عملکرد ایمنی را حمل میکنند (توقف اضطراری، ورودیهای رله ایمنی، نظارت نگهبان) باید در طول حادثه آتشسوزی یا خطا که کابلهای مجاور را درگیر میکند، فعال بمانند تا به سیستم ایمنی اجازه دهند توالی خاموش شدن خود را اجرا کند. IEC 62061 و ISO 13849 (استانداردهای ایمنی عملکردی) ایجاب میکند که کابلهای کنترل مربوط به ایمنی به صورت فیزیکی از کابلهای غیرایمن جدا شوند یا در صورت نصب در سینیهای کابل مشترک با موانع مقاوم در برابر آتش محافظت شوند. این یک نیاز به طور فزاینده ای رایج در ارزیابی ایمنی ماشین است، جایی که مسیریابی فیزیکی کابل های کنترل ایمنی بخشی از مستندات معماری ایمنی رسمی است.
روش های خاتمه کابل را کنترل کنید که مستقیماً بر یکپارچگی سیگنال بلند مدت تأثیر می گذارد
خاتمه کابلهای کنترل در بلوکهای ترمینال، محفظههای کانکتور و پانلهای تجهیزات جایی است که اکثر مشکلات یکپارچگی سیگنال ناشی از میدان ایجاد میشود. کیفیت تولید کابل پتانسیل عملکرد الکتریکی را فراهم می کند. کیفیت خاتمه تعیین می کند که آیا این پتانسیل در سیستم نصب شده محقق می شود یا خیر. چندین روش خاتمه تأثیر مستقیم و قابل اندازه گیری بر قابلیت اطمینان طولانی مدت سیگنال های کنترلی دارند.
انتخاب فرول برای هادی های رشته ای ظریف
کابلهای کنترل با هادیهای رشتهای ریز کلاس 5 یا کلاس 6 به فرولهای آستین انتهایی (فرولهای استاندارد DIN 46228) در اتصالات ترمینال قفس پیچی نیاز دارند. فرول دو عملکرد را انجام می دهد: رشته های منفرد را در یک بدنه هندسی منفرد که منطقه گیره ترمینال را به درستی پر می کند، یکپارچه می کند و از جدا شدن رشته ها توسط پیچ پایانه در حین سفت شدن محافظت می کند. اندازه فرول باید دقیقاً با سطح مقطع هادی مطابقت داشته باشد - یک فرول بزرگ به هادی فشرده اجازه می دهد تا تحت ارتعاش بیرون بکشد. یک فرول کوچک باعث آسیب به رشته و مقاومت بالا در تماس می شود. برای هادی هایی که سیگنال های آنالوگ 4 تا 20 میلی آمپر را حمل می کنند، مقاومت تماس به کوچکی 0.5 Ω در ترمینال افزایش می یابد، خطای ولتاژ 0.01 میلی ولت در 20 میلی آمپر ایجاد می کند - به خودی خود ناچیز است، اما در چندین پایانه در یک زنجیره سیگنال تجمع می یابد و به تدریج بدتر می شود زیرا اکسیداسیون باعث افزایش مقاومت تماس یا محیط آلوده به مرور زمان می شود.
مدیریت سیم تخلیه محافظ
سیم تخلیه یک کابل کنترل دارای محافظ فویل - سیم مسی لخت یا قلعبندی شده که در تماس با محافظ فویل قرار دارد - باید در انتهای کابل با دقت کار شود تا از اثربخشی سپر جلوگیری شود. یک خطای رایج نصب این است که سیم تخلیه را فراتر از نقطه پایانی محافظ در معرض دید قرار میدهد و یک پیگتیل بدون محافظ را تشکیل میدهد که میتواند تداخل را بگیرد و مستقیماً به بلوک ترمینال تزریق کند. سیم تخلیه باید تا حد امکان به گیره محافظ یا غده EMC خاتمه داده شود، به جای اینکه سیم پیچی یا همراه با رساناهای سیگنال باشد. در انتهای تجهیزات کابل (جایی که محافظ زمین است)، انتهای سیم تخلیه باید روی یک میله محافظ اختصاصی باشد که با کوتاه ترین هادی ممکن به ترمینال پلی اتیلن کابینت متصل می شود - نه از طریق ریل ترمینال که هادی های سیگنال، جایی که جریان های القایی در سیم تخلیه می تواند به صورت خازنی به ترمینال های مجاور متصل شود.
خم شدن شعاع در نقاط پایانی
نقطه ای که کابل کنترل از سینی کابل به بلوک ترمینال منتقل می شود یکی از بالاترین مکان های تنش مکانیکی در نصب است. خم کردن کابل کنترل چند هسته ای به شدت در این انتقال - برای پوشاندن منظم کابل در امتداد دیوار پانل - اگر شعاع خم محکم تر از حداقل شعاع خم نصب کابل باشد (معمولاً 6 تا 10 × قطر بیرونی برای نصب ثابت) تغییر شکل دائمی هسته کابل ایجاد می کند. هستههای تغییر شکل دائمی در طول زمان از طریق چرخه حرارتی مکرر در نقطه خمش، ترکهای عایق ایجاد میکنند و هستههای بیرونی خم به دلیل سخت شدن رشتههای مسی در بخش تغییر شکلیافته، مقاومت رسانای بالاتری دارند. برای پانلهای کنترل در محیطهایی با چرخه دمایی قابل توجه (کابینتهای فضای باز، ساختمانهای صنعتی گرم نشده)، حفظ شعاع خمش صحیح در نقاط پایانی به اندازه هر پارامتر نصب دیگری برای قابلیت اطمینان طولانیمدت مهم است.












